صید قزل آلا در اینترنت

منسوب به نیما دهقانی


آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 30 دی ماه سال 1390 ساعت 04:19 AM


زن: کجاشی؟
مرد:....
زن:کجاشی؟
مرد:....
زن:تموم نشد؟
مرد:وسطاشم
زن:تموم نشد؟
مرد:...
زن:می گم نشد؟
مرد:وقتی می گم وسطاشم یعنی تموم نشده
زن:خب
مرد:...
زن:گه
مرد:ئه
زن:خب بسه دیگه
مرد:چی بسه دیگه
زن:تو کار داشتی چرا گفتی من ابیم؟
مرد:من گفتم؟
زن:خب من که گفتم تو چیزی نگفتی
مرد:چی باید می گفتم
زن:می گفتی نیا کار دارم
مرد:می گفتم نمی اومدی؟
زن:نه
مرد:نه می وامدی یا نه نمی اومدی؟
زن:می اومدم
مرد:خب پس چی؟
زن:اگه قشنگ می گفتی عزیزم من کار دارم بذاریم بعداً همو ببینیم ،خب من که هیچ وقت نخواستم مزاحمت شم
مرد:هیچ وقت؟
زن:بیشترا
مرد:...
زن: خب راس می گم،حوصله مو نداری می گفتی نیام
مرد:می گفتم نیا نمی اومدی؟
زن:چرا باید می گفتی نیام؟ حالا مثلا چار تا دیالوگ نوشتن انقد سخته که الکی می گی درگیرمفذنم مشغوله؟ چرا نباید می اومدم اصلا؟نکنه کسی دیگه قرار بوده بیاد،یا شاید نکنه الان اینجاس...شایدم
مرد: هوف
ز: هوف می کنی؟
مرد:هوم
زن: غلط می کنی،ایجا بوده باز،منی گم بوی عطر می آد
مرد:کی گفتی؟
زن:چیو؟
مرد:تو گفتی می گم بوی عطر می آد،تو که چیزی نمی گفتی
زن: هر هر،نمک، چای بازمه بازی بیا منو سرگرم کن
مرد: مگه من دلقکم؟
زن: نه په
مرد: اه، حالم به هم می خوره از این تیکه های عوامانه
زن:روشنفکر،خاص،مترقی،ژان پل سارت
مرد:چی؟
زن: سارت
مرد:ر
زن:ر
مرد:....
زن:ر ر لر ل ر ر 
مرد:...
زن: ر ر ل ر ل ...اه
مرد:...
زن:رر ر ر اه...تو می تونی؟
مرد: چی؟
زن: اینجوری بگی رررر ل ر ل ر...نشد...
مرد:آره
زن:بگو
مرد:کار دارم
زن:بگو
مرد:کااار دارم
زن:بگو جون مامانم ولت می کنم
مرد:ررررررررر
زن:اه....چطوری می تونی
مرد:ررررر
زن:آفرین،تو خیلی با استعدادی ر رررررر ل ر ر للل
مرد: خب
زن:خب و کوفت،من می رم اصن
مرد:خب
زن:خب؟
مرد:خب
زن:گوز
مرد: ها؟
زن: تا حالا قبل از من با زن دیگه ای حرفزدی"؟
مرد:نع
زن: همینه قد گاو نمی فهمی
مرد:چیکار کنم الان
زن: باید به من محبت کنی، باید نازم کنی،باید بوسم کنی،باید...
مرد:کار دارم
زن: ان
مرد: بایدتحویل بدم
زن:کی تموم می شه عزیزم
مرد: نمی دونم.
زن:کی باید بدی
مرد:صب
زن:کمک می خوای عزیزم
مرد:نع
زن: بذا ببینم
مرد:نکن
زن:خب بذا من بخونم نظر بدم
مرد:نکن...ئه....اه
زن:ریخت
مرد:گه زدی
زن: عب نداره ،وایسا تمیز کنم
مرد: نمی خواد...نچ..می گم نمی خواد حالا
زن: نامحرم شدم دیگه؟ پس می زنی؟ با ا شه
مرد: وای
زن:کوفت و وای خدا،از خداتم باشه
مرد: باشه،هست
زن: اینا خراب شد،یه پرینت دیگه می گیری؟
مرد:نه
زن:توروخدا
مرد:کار دارم
زن: یه کنترل پی بزن دیگه
مرد: کاغذ نداره
زن:من می ذارم
مرد:نداریم
زن:برم بخرم؟
مرد:نه
زن:همینا رئو برم با اتو خشک کنم،از پشت بذاریم تو
مرد:چی؟
زن:همینارو برم خشک کنم از پشت بذاریم تو
مرد:تو کجا
زن:تو فر
مرد: آره
زن: بذاریم تو فر؟
مرد:چیو؟
زن: داره انگلیسی می زنه، منوفمنو بذاریم تو فر؟
مرد: آره
زن: یه دقه تایپ نکن خب،می گم برم اوتو کنم؟
مرد: کدوم تو
زن: بی شعور، نمی خوای اینا رو؟
مرد: نه نه نه نه...نمی خوام
زن: چای بیارم؟
مرد:نه
زن:نون بخرم
مرد:نمک
زن: حوصله م سر رفت، بسه
مرد: ای وای، می فهمی گوساله جون؟ من صب باید تحویل بدم
زن: نمی شه بگی امشب مریض بودی
مرد:نه
زن: بنداز عقب قرارتو
مرد:....
زن:می خوای من زنگ بزنم؟
مرد: ...
زن:خب حداقل موضوعشو بگو
مرد: شعره
زن: چه شعری؟
مرد: شعر ِ
زن: شعر نو؟
مرد: شعرِ ور
زن: عاشقانه ست؟
مرد:اوووو
زن:واسه منه
مرد:اوووووم
زن: می دی بخونم
مرد: بیا بخون....
زن:زن: کجاشی؟
مرد:....
زن:کجاشی؟
مرد:....
زن:تموم نشد؟
مرد:وسطاشم
زن:تموم نشد؟
مرد:...
زن:می گم نشد؟
مرد:وقتی می گم وسطاشم یعنی تموم نشده
زن:خب
مرد:...
زن:گه
مرد:ئه
زن:خب بسه دیگه
مرد:چی بسه دیگه
زن:تو کار داشتی چرا گفتی من ابیم؟
زن: من ابیم؟
مرد:چی؟
زن: اینجا نوشته
مرد:کو...ها...بیام. درست کن
زن: می خوای من ویراستارت شم
مرد:نه
زن:نکست پرشین ویراستار،چر ویراستارا معروف نمی شن
مرد:می شن
زن:کیا؟
مرد:خوباشون
زن:خب.چرا داستان خودمونو نمی نویسی؟
مرد: می نویسم
زن:جدیا،می ترکونه
مرد:چیو؟
زن: بازارو
مرد:بازار ترکیده
زن:یعنی معروف می شه
مرد:چرا؟
زن: خب پره هیجان می شه،
مرد:...
زن:یعنی ما معغمولی ایم؟
مرد: نه
زن:منظورت اینه دیگه،یه بار اولا کفته بودی دنبال هیجانی، من نتونستم برات جذاب باشم،من یه کنه م،یکی که نمیذاره تو کارات پیش بره،ترمز...آ...چی بود؟ بوستر...یه بارم گفتی بوستر.
مرد: هوف
زن:هوف می کنی/
مرد:پووووف....
زن: بیافخسته شدی. تو منو دوست نداری.
مرد:وای.
زن: کوفت،نداری دیگه. داری؟
مرد:آره
زن: اه داری پس چرا نمی نویسی قصه مونو؟
مرد: کدوم قصه؟ ما چه قصه ی جذابی داریم مثلا/
زن:دیدی،دیدی می گی من جذاب نیستم
مرد:می گم قصه ی جذاب..ای خدا.....تو بگو من چی بنویسم
زن:راستکی؟
مرد:اره
زن:بنویس
مرد:بگو
زن:می شه خودم بنویسم
مرد:بیا...
ck: kld nhkl ]vh hdk vh fvhdj ld k,dslThlh lk hc hdk ckn'd lul,gd osji ani hlTj, pr nhvd lh id] jk,ud nv ckn'dlhk kdsjTj,pr nhvd lk vh n,sj knhaji fhad
lvn: dare englisi mizane
زن:اه،خب می میری زودتر بگی
مرد:...
زن:اصلا نخواستم
مرد: حالا چی نوشتی؟
زن:هیچی، 
مرد:ئه
زن: من می رم خونه
مرد:وا
زن: خسته شدم
مرد:ئه
زن: آره
مرد:خب وایسا برسونمت
زن:تو بشین بنویس فردا باید تحویل بدی
مرد:ای بابا
زن: حوصله تو ندارم دیگه،کارت از من مهم تر
مرد: عجبا،من که نشستم باهات...
زن:بی خیال
مرد:عزیز دلم بیا بشین،من دیگه نمی نویسم.
زن:نمی خوام
مرد:بیا اصلا خاموشش می کنم.

مرد:چه سریعم لباس پوشید
زن: جدی می خوام برم
مرد: اخه چی شد یهویی
زن:تو منو دوست نداری
مرد: دارم
زن:داری ؟
مرد: آره
زن:اگه داری چرا با من نمی آی؟
مرد:کجا؟
زن:استرالیا
مرد: ...
زن:دیدی نداری
مرد:چی؟
زن:دوست
مرد: ای بابا
زن:...
مرد:جون مادرت گریه نکن...
زن: دست خودم نیست
مرد:وای. بدبخت شدم
زن: می خوای برم تو آزانس گریه کنم؟
مرد: نه...
زن:صدا چیه؟
مرد: چی
زن:د اری ضبط می کنی؟
مرد:چیو؟
زن: بده ببینم اونو
مرد:...
زن: یعنی چی این کار؟
مرد: بابا روشن مونده بود،چه می دونم
زن: از کی روشنه؟
مرد: چمیدونم...
زن: این دقیقه 370ئه،من یه ساعت بیشتر نیست اینجام
مرد:...
زن: دکمه ش کدومه،می گم کدومه؟.... اهان
زن:کی می رسه؟
مرد:کی؟
زن:اون
زن:این کیه؟
مرد:...
زن:چرا حرف نمی زنی؟
مرد:...
زن:داره میاد نه؟
مرد:اره
زن:تو گفتی بیاد؟
مرد:...نه
زن:خودم شنیدم
مرد: خب،چی کار کنم حالا؟
زن: من چی کار کنم حالا؟
مرد: نمی دونم
زن:تو چی می دونی؟
مرد: دوست دارم
زن:گه خوردی
مرد: خوردم که دارم...
زن: من از این حالت بدم می آد،حس زن صیغه ای ها رو دارم.
مرد: تکلیفتو روشن می کنم
زن: ان
مرد: زن
زن: لوس
مرد: حالا کجا می ری؟
زن: قبرستون
مرد:ماشین داری؟
زن:آره،بده من اونو
مرد: از کجا خریدی؟
زن: تی تی
مرد: خوبه
زن: بده من میاد الان
مرد: بیاد خب
زن: چقدم تو نترسی
مرد: نیستم
زن:هوف...
مرد: هوف می کنی؟
زن: پوووف....
مرد: گوزو
زن: بده لوس نکن خودتو
مرد: گفت سر دولته،تا برسه نیم ساعت دیگه س
زن: ببین حوصله ندارم،بده اونو حالم خوب نیست
مرد: یه دور دیگه فقط سریع
زن: نمی تونم به خدا
مرد: بابا یه دور فقطم صحنه آخر،
زن: روشن کن،فقط تند بخون خیلی دیره
مرد: ئه،روشن مونده بود
زن: خب،از کجا؟
مرد: از سر زن دکمه ی بالای مانتویش را باز می کند می نشیند روی تخت
زن: مطمئنی نمی آد؟
مرد: اه ه ه 
زن: خب کجا بودیم؟ اهان- کجاشی؟
مرد:....
زن:کجاشی؟
مرد:....
زن:تموم نشد؟
مرد:وسطاشم
زن:تموم نشد؟
مرد:...
زن:می گم نشد؟
مرد:وقتی می گم وسطاشم یعنی تموم نشده
زن:خب
مرد:...
زن:گه
مرد:ئه
زن:خب بسه دیگه
مرد:چی بسه دیگه
زن:تو کار داشتی چرا گفتی من ابیم؟چی؟
مرد:کو؟
زن: این چیه؟
مر: ام م ...بیام
زن: آهان، چقد غلط داره این متن،کی تایپ کرده؟
مرد:خودم.
زن: خودت؟تو اینهمه رو بخوای تایپ کنی سه ماه طول می کشه؟
مرد:...
زن: چه جوریه از دیشب تا الان این همه دیالوگ اضافه شده؟
مرد: نشستم پاش دیگه...
زن: آره؟
مرد:آره!
زن: کسی کمکت نکرده یعنی؟
مرد: نه
زن:نه یعنی کرده یا نکرده؟
مرد:نکرده
زن: می گم بوی عطر میادا....اینجا بودن دیشب؟
مرد: ای بابا....شروع شد.
زن: می خوای تمومش کنیم
مرد:..
زن: نه جدی...می خوای تمومش کنیم؟
مرد: نمی دونم
زن: واسه خودت می گم،اگه خسته ای تمومش کنیم،فردا بقیه شو می خونیم
مرد: اوکی، پس من برم
زن: ماشین آوردی؟
مرد:آره. کیف منو می دی. مرسی
زن: قربونت،سلام برسون
مرد: به کی؟
زن: هر کی شد!
مرد فعلاً
زن: ئن
..
آخ
زن:الو،...رفتی؟..الو،ببین ریکوردرت جا موند
مرد:اه...بذار تو آسانسور بیاد پایین بر دارم
زن: اوکی
...
(موسیقی پدرخوانده)
مرد: الو، چرا گوشیتو بر نمی داری؟.... خب، نه بابا یه ساعت اینجام. یه مرده اومد بیرون درو باز کرد،چه نمی دونم....-آهان. خواهش می کنم- خب حالا، اومدم دیگه. طبقه چند بود؟
صدای رادیو طولانی مدت.صدای در ماشین. صدای دزدگیر. صدای قدم روی پله ها. صدای کلید در قفل-صدای روشن شدن کامپیوتر. صدای کانکت شدن. صدای فن کامپیوتر. صدای تایپ. صدای تایپ. صدای زنگ آیفون. صدای قدم های زن پشت در. صدای دستگیره در. صدای بوسه. صدای در آوردن کفش. صداهای مخدوش از دور. صدای تایپ. صدای تایپ.
زن: کجاشی؟
مرد:....
زن:کجاشی؟
مرد:....
زن:تموم نشد؟
مرد:وسطاشم
زن:تموم نشد؟
مرد:...
زن:می گم نشد؟
مرد:وقتی می گم وسطاشم یعنی تموم نشده
زن:خب
مرد:...
زن:گه
جمعه 30 دی ماه سال 1390 ساعت 04:07 AM

تایپیست


زن: کجاشی؟
مرد:....
زن:کجاشی؟
مرد:....
زن:تموم نشد؟
مرد:وسطاشم
زن:تموم نشد؟
مرد:...
زن:می گم نشد؟
مرد:وقتی می گم وسطاشم یعنی تموم نشده
زن:خب
مرد:...
زن:گه
مرد:ئه
زن:خب بسه دیگه
مرد:چی بسه دیگه
زن:تو کار داشتی چرا گفتی من ابیم؟
مرد:من گفتم؟
زن:خب من که گفتم تو چیزی نگفتی
مرد:چی باید می گفتم
زن:می گفتی نیا کار دارم
مرد:می گفتم نمی اومدی؟
زن:نه
مرد:نه می وامدی یا نه نمی اومدی؟
زن:می اومدم
مرد:خب پس چی؟
زن:اگه قشنگ می گفتی عزیزم من کار دارم بذاریم بعداً همو ببینیم ،خب من که هیچ وقت نخواستم مزاحمت شم
مرد:هیچ وقت؟
زن:بیشترا
مرد:...
زن: خب راس می گم،حوصله مو نداری می گفتی نیام
مرد:می گفتم نیا نمی اومدی؟
زن:چرا باید می گفتی نیام؟ حالا مثلا چار تا دیالوگ نوشتن انقد سخته که الکی می گی درگیرمفذنم مشغوله؟ چرا نباید می اومدم اصلا؟نکنه کسی دیگه قرار بوده بیاد،یا شاید نکنه الان اینجاس...شایدم
مرد: هوف
ز: هوف می کنی؟
مرد:هوم
زن: غلط می کنی،ایجا بوده باز،منی گم بوی عطر می آد
مرد:کی گفتی؟
زن:چیو؟
مرد:تو گفتی می گم بوی عطر می آد،تو که چیزی نمی گفتی
زن: هر هر،نمک، چای بازمه بازی بیا منو سرگرم کن
مرد: مگه من دلقکم؟
زن: نه په
مرد: اه، حالم به هم می خوره از این تیکه های عوامانه
زن:روشنفکر،خاص،مترقی،ژان پل سارت
مرد:چی؟
زن: سارت
مرد:ر
زن:ر
مرد:....
زن:ر ر لر ل ر ر 
مرد:...
زن: ر ر ل ر ل ...اه
مرد:...
زن:رر ر ر اه...تو می تونی؟
مرد: چی؟
زن: اینجوری بگی رررر ل ر ل ر...نشد...
مرد:آره
زن:بگو
مرد:کار دارم
زن:بگو
مرد:کااار دارم
زن:بگو جون مامانم ولت می کنم
مرد:ررررررررر
زن:اه....چطوری می تونی
مرد:ررررر
زن:آفرین،تو خیلی با استعدادی ر رررررر ل ر ر للل
مرد: خب
زن:خب و کوفت،من می رم اصن
مرد:خب
زن:خب؟
مرد:خب
زن:گوز
مرد: ها؟
زن: تا حالا قبل از من با زن دیگه ای حرفزدی"؟
مرد:نع
زن: همینه قد گاو نمی فهمی
مرد:چیکار کنم الان
زن: باید به من محبت کنی، باید نازم کنی،باید بوسم کنی،باید...
مرد:کار دارم
زن: ان
مرد: بایدتحویل بدم
زن:کی تموم می شه عزیزم
مرد: نمی دونم.
زن:کی باید بدی
مرد:صب
زن:کمک می خوای عزیزم
مرد:نع
زن: بذا ببینم
مرد:نکن
زن:خب بذا من بخونم نظر بدم
مرد:نکن...ئه....اه
زن:ریخت
مرد:گه زدی
زن: عب نداره ،وایسا تمیز کنم
مرد: نمی خواد...نچ..می گم نمی خواد حالا
زن: نامحرم شدم دیگه؟ پس می زنی؟ با ا شه
مرد: وای
زن:کوفت و وای خدا،از خداتم باشه
مرد: باشه،هست
زن: اینا خراب شد،یه پرینت دیگه می گیری؟
مرد:نه
زن:توروخدا
مرد:کار دارم
زن: یه کنترل پی بزن دیگه
مرد: کاغذ نداره
زن:من می ذارم
مرد:نداریم
زن:برم بخرم؟
مرد:نه
زن:همینا رئو برم با اتو خشک کنم،از پشت بذاریم تو
مرد:چی؟
زن:همینارو برم خشک کنم از پشت بذاریم تو
مرد:تو کجا
زن:تو فر
مرد: آره
زن: بذاریم تو فر؟
مرد:چیو؟
زن: داره انگلیسی می زنه، منوفمنو بذاریم تو فر؟
مرد: آره
زن: یه دقه تایپ نکن خب،می گم برم اوتو کنم؟
مرد: کدوم تو
زن: بی شعور، نمی خوای اینا رو؟
مرد: نه نه نه نه...نمی خوام
زن: چای بیارم؟
مرد:نه
زن:نون بخرم
مرد:نمک
زن: حوصله م سر رفت، بسه
مرد: ای وای، می فهمی گوساله جون؟ من صب باید تحویل بدم
زن: نمی شه بگی امشب مریض بودی
مرد:نه
زن: بنداز عقب قرارتو
مرد:....
زن:می خوای من زنگ بزنم؟
مرد: ...
زن:خب حداقل موضوعشو بگو
مرد: شعره
زن: چه شعری؟
مرد: شعر ِ
زن: شعر نو؟
مرد: شعرِ ور
زن: عاشقانه ست؟
مرد:اوووو
زن:واسه منه
مرد:اوووووم
زن: می دی بخونم
مرد: بیا بخون....
زن:زن: کجاشی؟
مرد:....
زن:کجاشی؟
مرد:....
زن:تموم نشد؟
مرد:وسطاشم
زن:تموم نشد؟
مرد:...
زن:می گم نشد؟
مرد:وقتی می گم وسطاشم یعنی تموم نشده
زن:خب
مرد:...
زن:گه
مرد:ئه
زن:خب بسه دیگه
مرد:چی بسه دیگه
زن:تو کار داشتی چرا گفتی من ابیم؟
زن: من ابیم؟
مرد:چی؟
زن: اینجا نوشته
مرد:کو...ها...بیام. درست کن
زن: می خوای من ویراستارت شم
مرد:نه
زن:نکست پرشین ویراستار،چر ویراستارا معروف نمی شن
مرد:می شن
زن:کیا؟
مرد:خوباشون
زن:خب.چرا داستان خودمونو نمی نویسی؟
مرد: می نویسم
زن:جدیا،می ترکونه
مرد:چیو؟
زن: بازارو
مرد:بازار ترکیده
زن:یعنی معروف می شه
مرد:چرا؟
زن: خب پره هیجان می شه،
مرد:...
زن:یعنی ما معغمولی ایم؟
مرد: نه
زن:منظورت اینه دیگه،یه بار اولا کفته بودی دنبال هیجانی، من نتونستم برات جذاب باشم،من یه کنه م،یکی که نمیذاره تو کارات پیش بره،ترمز...آ...چی بود؟ بوستر...یه بارم گفتی بوستر.
مرد: هوف
زن:هوف می کنی/
مرد:پووووف....
زن: بیافخسته شدی. تو منو دوست نداری.
مرد:وای.
زن: کوفت،نداری دیگه. داری؟
مرد:آره
زن: اه داری پس چرا نمی نویسی قصه مونو؟
مرد: کدوم قصه؟ ما چه قصه ی جذابی داریم مثلا/
زن:دیدی،دیدی می گی من جذاب نیستم
مرد:می گم قصه ی جذاب..ای خدا.....تو بگو من چی بنویسم
زن:راستکی؟
مرد:اره
زن:بنویس
مرد:بگو
زن:می شه خودم بنویسم
مرد:بیا...
ck: kld nhkl ]vh hdk vh fvhdj ld k,dslThlh lk hc hdk ckn'd lul,gd osji ani hlTj, pr nhvd lh id] jk,ud nv ckn'dlhk kdsjTj,pr nhvd lk vh n,sj knhaji fhad
lvn: dare englisi mizane
زن:اه،خب می میری زودتر بگی
مرد:...
زن:اصلا نخواستم
مرد: حالا چی نوشتی؟
زن:هیچی، 
مرد:ئه
زن: من می رم خونه
مرد:وا
زن: خسته شدم
مرد:ئه
زن: آره
مرد:خب وایسا برسونمت
زن:تو بشین بنویس فردا باید تحویل بدی
مرد:ای بابا
زن: حوصله تو ندارم دیگه،کارت از من مهم تر
مرد: عجبا،من که نشستم باهات...
زن:بی خیال
مرد:عزیز دلم بیا بشین،من دیگه نمی نویسم.
زن:نمی خوام
مرد:بیا اصلا خاموشش می کنم.

مرد:چه سریعم لباس پوشید
زن: جدی می خوام برم
مرد: اخه چی شد یهویی
زن:تو منو دوست نداری
مرد: دارم
زن:داری ؟
مرد: آره
زن:اگه داری چرا با من نمی آی؟
مرد:کجا؟
زن:استرالیا
مرد: ...
زن:دیدی نداری
مرد:چی؟
زن:دوست
مرد: ای بابا
زن:...
مرد:جون مادرت گریه نکن...
زن: دست خودم نیست
مرد:وای. بدبخت شدم
زن: می خوای برم تو آزانس گریه کنم؟
مرد: نه...
زن:صدا چیه؟
مرد: چی
زن:د اری ضبط می کنی؟
مرد:چیو؟
زن: بده ببینم اونو
مرد:...
زن: یعنی چی این کار؟
مرد: بابا روشن مونده بود،چه می دونم
زن: از کی روشنه؟
مرد: چمیدونم...
زن: این دقیقه 370ئه،من یه ساعت بیشتر نیست اینجام
مرد:...
زن: دکمه ش کدومه،می گم کدومه؟.... اهان
زن:کی می رسه؟
مرد:کی؟
زن:اون
زن:این کیه؟
مرد:...
زن:چرا حرف نمی زنی؟
مرد:...
زن:داره میاد نه؟
مرد:اره
زن:تو گفتی بیاد؟
مرد:...نه
زن:خودم شنیدم
مرد: خب،چی کار کنم حالا؟
زن: من چی کار کنم حالا؟
مرد: نمی دونم
زن:تو چی می دونی؟
مرد: دوست دارم
زن:گه خوردی
مرد: خوردم که دارم...
زن: من از این حالت بدم می آد،حس زن صیغه ای ها رو دارم.
مرد: تکلیفتو روشن می کنم
زن: ان
مرد: زن
زن: لوس
مرد: حالا کجا می ری؟
زن: قبرستون
مرد:ماشین داری؟
زن:آره،بده من اونو
مرد: از کجا خریدی؟
زن: تی تی
مرد: خوبه
زن: بده من میاد الان
مرد: بیاد خب
زن: چقدم تو نترسی
مرد: نیستم
زن:هوف...
مرد: هوف می کنی؟
زن: پوووف....
مرد: گوزو
زن: بده لوس نکن خودتو
مرد: گفت سر دولته،تا برسه نیم ساعت دیگه س
زن: ببین حوصله ندارم،بده اونو حالم خوب نیست
مرد: یه دور دیگه فقط سریع
زن: نمی تونم به خدا
مرد: بابا یه دور فقطم صحنه آخر،
زن: روشن کن،فقط تند بخون خیلی دیره
مرد: ئه،روشن مونده بود
زن: خب،از کجا؟
مرد: از سر زن دکمه ی بالای مانتویش را باز می کند می نشیند روی تخت
زن: مطمئنی نمی آد؟
مرد: اه ه ه 
زن: خب کجا بودیم؟ اهان- کجاشی؟
مرد:....
زن:کجاشی؟
مرد:....
زن:تموم نشد؟
مرد:وسطاشم
زن:تموم نشد؟
مرد:...
زن:می گم نشد؟
مرد:وقتی می گم وسطاشم یعنی تموم نشده
زن:خب
مرد:...
زن:گه
مرد:ئه
زن:خب بسه دیگه
مرد:چی بسه دیگه
زن:تو کار داشتی چرا گفتی من ابیم؟چی؟
مرد:کو؟
زن: این چیه؟
مر: ام م ...بیام
زن: آهان، چقد غلط داره این متن،کی تایپ کرده؟
مرد:خودم.
زن: خودت؟تو اینهمه رو بخوای تایپ کنی سه ماه طول می کشه؟
مرد:...
زن: چه جوریه از دیشب تا الان این همه دیالوگ اضافه شده؟
مرد: نشستم پاش دیگه...
زن: آره؟
مرد:آره!
زن: کسی کمکت نکرده یعنی؟
مرد: نه
زن:نه یعنی کرده یا نکرده؟
مرد:نکرده
زن: می گم بوی عطر میادا....اینجا بودن دیشب؟
مرد: ای بابا....شروع شد.
زن: می خوای تمومش کنیم
مرد:..
زن: نه جدی...می خوای تمومش کنیم؟
مرد: نمی دونم
زن: واسه خودت می گم،اگه خسته ای تمومش کنیم،فردا بقیه شو می خونیم
مرد: اوکی، پس من برم
زن: ماشین آوردی؟
مرد:آره. کیف منو می دی. مرسی
زن: قربونت،سلام برسون
مرد: به کی؟
زن: هر کی شد!
مرد فعلاً
زن: ئن
..
آخ
زن:الو،...رفتی؟..الو،ببین ریکوردرت جا موند
مرد:اه...بذار تو آسانسور بیاد پایین بر دارم
زن: اوکی
...
(موسیقی پدرخوانده)
مرد: الو، چرا گوشیتو بر نمی داری؟.... خب، نه بابا یه ساعت اینجام. یه مرده اومد بیرون درو باز کرد،چه نمی دونم....-آهان. خواهش می کنم- خب حالا، اومدم دیگه. طبقه چند بود؟
صدای رادیو طولانی مدت.صدای در ماشین. صدای دزدگیر. صدای قدم روی پله ها. صدای کلید در قفل-صدای روشن شدن کامپیوتر. صدای کانکت شدن. صدای فن کامپیوتر. صدای تایپ. صدای تایپ. صدای زنگ آیفون. صدای قدم های زن پشت در. صدای دستگیره در. صدای بوسه. صدای در آوردن کفش. صداهای مخدوش از دور. صدای تایپ. صدای تایپ.
زن: کجاشی؟
مرد:....
زن:کجاشی؟
مرد:....
زن:تموم نشد؟
مرد:وسطاشم
زن:تموم نشد؟
مرد:...
زن:می گم نشد؟
مرد:وقتی می گم وسطاشم یعنی تموم نشده
زن:خب
مرد:...
زن:گه




توضیحات بیشتر در وبلاگ استاد پوریا عالمی

http://www.pouria-alami.com/2011/12/blog-post_08.html




توضیحات بیشتر در وبلاگ استاد پوریا عالمی

http://www.pouria-alami.com/2011/12/blog-post_08.html

شنبه 14 آبان ماه سال 1390 ساعت 9:49 PM

صفحه جدیدم...در مجله خط خطی

خط رو خط/نیما دهقانی     

  بانکداری الخترونیس*

( * نوعی شیوه بانکداری نوین که در قرن بیست و یکم، از ترکیب بانکداری الکترونیک و اختلاس در یکی از شعب یکی از بانک های ایرانی ابداع شد)

 

§         آقا اونجا اداره پلیسه؟

§         نخیر اینجا بانکه

§         خب پس، من پیداش کردم!

§         کیو؟

§         دزدو

§         کدوم یکیشونو؟

§         اونی که اختلاس کلان کرده

§         اون که الان اینجاست،با مدیریت جلسه داره

§         ئه پس این کیه؟

§         قدش بلنده؟

§         ای ی...

§         ته ریش؟

§         کمی

§         عینک

§         بله

§         کت شلوار سورمه ای؟

§         درسته..

§         وقتی راه می ره زیر لب یه چیزایی می گه ؟

§         نزدیک شدید

§         وقتی می شینه ناخوداگاه دسته چکشو در میاره؟

§         بله...

§         ماشین مدل بالا داره؟

§         درسته...وقت شمارو به پایانه

§         ا م  م.... آقای میم- ح نیست؟

§         نخیر..لطفا صدای گیرنده تون رو کم کنید دوست عزیز، .فقط یک دقیقه...

§         ام م ..آقا توروخدا می شه یه راهنمایی کنین....خواهش می کنم

§         نه متاسفانه...فقط همینو بگم که خرش خیلی می ره،و پارتیش هم کلفته،این روزها اسمش هم زیاد شنیده می شه

§         آقا اسم که زیاده که زیاد  شنیده شه این روزا، می شه یه راهنمایی دیگه کنین،توروخدا،ما از شهرستان تماس می گیریم صداتون دیر می رسه،آقا ما عاشق برنامه خوبتون هستیم، الان بچه هام اینجا نشستن،به جوونیت قسم جوابو می دونم ،نوک زبونمه،الان هول شدم،توروخدا...یه راهنمایی کنین،بخدا بچه هام یه ماهه گوشت نخوردن،ما به جایزه مسابقه شما نیاز داریم...آقا جون عزیزت..

§         خب  اسمش مهم نیست،شما عدد اختلاس رو هم ذکر کنید ، ما جایزه رو تقدیم می کنیم

§         جان بچه ت می شه می شه  یه راهنمایی کنین

§         با سه شروع می شه

§         سه میلیارد تومن؟

§         نخیر جواب سه هزار میلیارد بود

§         نخیر...سه هزار میلیارد مال قدیماست...الان سه تا صفرو برداشتن....می شه سه میلیارد تومن

§         نه بابا؟ از کی برداشتن؟

§         از همین دیشب بعد دادگاه این آقاهه،دیدن سه هزار میلیارد خیلی ضایس،خودش یه لایحه داد دست بچه ها بره تایید شه،این سه تا صفرش کم شه یه کم راحت شن...چه طور خبر نداری؟

§         از هفته پیش که با عملیات راپل اومدن شبکه دو مون رو قطع کردن،ما موندیم بی انتن، هیچ خبری از هیچ جا نداریم،اصلا نمی دونیم باید چی کار کنیم. خبر جدید چیه؟

§         هیچی دیگه...ایران بحرینو زد

§         دم بچه ها گرم...دردو به غیرت پاک آریاییتون،دید که انصافا بچه های ما از دل و جون مایه گذاشتن!...بر می گردیم به استودیو با عادل عزیز همراهی می کنیم...عادل،عادل جان،عادل جان صدای مارو می شنوی؟

§         بله آقای خیابانی عزیز، ممنون از گزراش داغتون...من هم سلام عرض می کنم خدمت همه بییندگان عزیز،خب یک بار دیگه سوال پیامکی برنامه رو اعلام می کنیم

 

--بیشترین اختلاس طول تاریخ بشریت چند میلیارد بوده؟

گزینه 1/ سه هزار

گزینه 2/ سی هزار

گزینه 3/ بسه دیگه،حالا یه اتفاقی افتاده شما باید بزرگش کنید؟

گزینه 4/ نوش جونش،تونسته دزدیده،می تونید،بدزدید

کزینه 5/ بعدی لطفا...

 

--چرا اختلاس صورت گرفته با این که تعداد مسئولین حراست،نگهبان ها،ناظرین،و متخصصان امور حفاظت اطلاعات در ایران در دنیا زبانزدند  ؟

گزینه 1/ بی خیال آقا

گزینه 2/ برو شر نشو...برو رد کارت...برو...

گزینه 3/ گیر دادیا،بنزین لیتری 400 تومن می خری هیچی نمی گی،حالا یکی یه اشتباهی کرده ..برو. خدا روزی تو جای دیگه حواله کنه

گزینه4/ همه موارد صحیح است مگر اینکه خلافش ثابت شود که عمرا نمی شود.

 

--نظر به اینکه اختلاس بزرگ،در روز روشن صورت گرفته؛شبا که ما می خوابیم چه کسانی بیدارند،چه کسانی خوابند؟

گزینه 1/ شبا که ما می خوابیم،بقیه هم خب آدمند می خوابند. حالا یکی هم پیدا شه این وسط یه اختلاسی بکنه دیگه به ما چه

گزینه 2/شبا که ما می خوابیم آقا پلسه و دزده بیدارند،و طی یک مشارکت دو جانبه چند میلیاردی می زنند به جیب و د فرار

گزینه 3/ شبا که ما می خوابیم،آقا پلسه بیداره، روزا که ما بیداریم،آقا پلیسه می خوابه. بنابراین کاملا منطقی است که دزد مورد نظر در طول روز تبانی های لازمه را انجام داده،اختلاس را کرده،و فرار کند. اگر آن آقای پلیس محترم شب می گرفت به جای بفرمایید شام دیدن،یک چرتی میزد، صبح سر وقت بیدار می شد و دزد ها را می گرفت.

گزینه 4/ شبا شما می خوابید؟ما که خواب نداریم از بس صدای این کامیون ها  که می افتن تو چاله های آسفالت تو گوشمون گرومب گرومب می کنه...من روی صحبتم با مسئولین شهرداریه..

§         دوست عزیز مسئله چیز دیگه ای،جای این بحث نیست الان..

§         نخیر...مردم درد دارن،ما داریم با دوشواری زندگی می کنیم،این آقای شهردار....

§         بحث رو سیاسی نکنید،ما داریم در مورد اختلاس صحبت می کنیم،چاله های شهر مربوط می شه به یک برنامه دیگه....

§         اختلاس سیاسی نیست؟

§         نخیر اختلاس یک معضل فرهنگی -اقتصادیه!!اگر در مدرسه آموزش های لازم داده می شد،اون آقا این اختلاس رو نمی کرد الان. بنابارین قطعا باید وزیر اموزش پرورش استیضاح بشه....

§         حالا اختلاس کی کرده؟

§         والا ما هم نمی دونیم،داریم دنبال عامل اختلاس می گردیم

§         مگه نگفتی اونجاس؟

§         چرا،ولی هنوز اتهامش ثابت نشده...

§         پس چرا زنگ زدی به بانک؟ باید زنگ بزنی به پلیس

§         گفتم تا تنور داغه بچسبنونم،مگه شما بانک "بییییب" نیستید؟

§         چرا بانک" بییییب" با یک پنجاهم قرن سابقه درخشان،نماد خدمترسانی و اعتماد هستیم. خب که چی؟

§         هیچی دیگه،گفتم این که اینجاست،شمام که اماده به خدمتین،،دستتونو بذارم تو دستم هم یه چیزی هم گیر ما بیاد این وسط

§         اهان...پس خودی هستی شما!....بذار وصلتون کنم به مسئول خدمات خدمترسانی بانکداری خدمتگزار..گوشی لطفا

(آهنگ نازنین مریم،صدای ضبط شده) باسلام.شما با بانک"بییییب"تماس گرفته اید. خدمتگزاری،دقت،اعتماد. لطفا داخلی مورد نظر را وارد کنید،برای تماس با بخش شراکت در پروژه های آتی عدد 1، سرمایه گذاری عدد 6،  اختلاس بالای دو هزار میلیارد عدد 3000، بین پانصد میلیارد تا هزار میلیارد عدد 2 ، و زیر هزار میلیارد لازم نکرده عدد وارد کنی،برو با بقالی محلتون شریک شو مسخره.در غیر این صورت اماده تماس با اپراتور باشید.

بوق...

بوق...

بوق...

(صدای اکوی بوق ،صدای گوینده روی تیتراژ پایانی: ...آیا او به اپراتور وصل می شوند؟آیا اختلاس صورت می گیرد؟آیا انها متوجه اشتباهشان می شوند؟ در قسمت بعد بخوانید....)

 

 

 

 

سه شنبه 5 مهر ماه سال 1390 ساعت 5:40 PM

,ویژه چلچراغیها بعدا نگویند نگفتیم


پنجشنبه 31 شهریور ماه سال 1390 ساعت 11:15 AM

تبریک

شما هیج می دانستید کتاب ما بهترین چهار کتاب سال کودک و نوجوان شده؟

ما هم نمی داستیم.

حالا می دانیم!!




http://www.jahannews.com/vdcdos0fzyt0jz6.2a2y.txt 

http://ketabak.org/khabar/node/3128





همراهان قدیمی و.جدید....ایم لینک جدید را به دوستانتان بدهید بکویید ما منتقل شده ایم به این وبلاگ...مردیم از بی خوانندگی و افسردگی

  • ای عزیزانی که کتاب ها مای گیرتان نیامده...خ مطهری- اول خ لارستان- در کتابفروشی فوق با عزت و احترام و امضای عزیزانی چون اسدالله امرایی- نیلوفر لاری پور-شرمین نادری- پوریا عالمی و سینا دادخواه ....با تخفیف رایگان!...موجود بوده و این طوری....

یکشنبه 20 شهریور ماه سال 1390 ساعت 08:39 AM

کتاب ها


    • یک کتاب یک کتاب فروشی ،قرار ما کتابفروشی لارستان 
      کتابفروشی یعنی خانه یک آدم کتاب خوان ،کتابفروشی کوچک حکم اتاق را دارد با کلی گل و پنجره لابد که رویای آدم را می سازد در این شهر بی رویا و خاکستری ...سه شنبه 22 شهریور را می گذاریم روز کتابفروشی و سر می زنیم به یکی از این کتابفروشی های کوچک و توی باغچه رویایش یک نهال می کاریم که مبادا بی برگ شود و بی کتاب ،مبادا همه کتاب فروشی های شهرمان به خاطر فراموش ما خاک بگیرند و بی برگ شوند ،مباد یادمان برود که یادمان رفته ...هیچ قرار خاصی در کار نیست ، همه ما میرویم کتاب بخریم ، از کتابفروشی لارستان ،خیابان مطهری اول لارستان ،بعد به هم برمی خوریم و چاق سلامتی می کنیم و دلمان خوش است که حال هم را می دانیم و می فهمیم ،شاید این قرار شروعی دوباره باشد برای همه کتابفروشی ها اگر خودشان بخواهند ...

      من، شرمین نادری،پوریا عالمی و خیلی های دیگر آنجا هستیم. تا چراغ کتابفروشی لارستان خاموش نشود. 
      کتاب هایمان را تقدیم خوانندگان می کنیم تا صاحبان دوست داشتنی این کتابفروشی سرپا محکم بایستند و قد خم نکنند زیر بار زندگی و بمانند برایمان.
      منتظریم....


      ----
      پ ن: اینا رو شرمین نوشته!!این ادبیات مال ایشونه نه بنده!
      2- هیچ قرار خاصی نیست..پس فردا بیان یقه مونو بگیرن..صرفا در لارستان در این روز کتابهای پوریا عالمی،شرمین نادری و من و بهاره رهنما با امضای خودشون به فروش می رسه. برای کمک به یک کتابفروشی که در آستانه تطعیلیه  و به مناسبت گذر فرهنگی تهران که در راسته خیابان کریمخان کتابفروشی ها با تخفیف کتاب می فروشن. همین و بس...
      از حدود ساعت4 همه دوستان و چلچراغیها در محل هستند.
      3) پول و پاستیل همراه داشته باشید!

چهارشنبه 9 شهریور ماه سال 1390 ساعت 5:20 PM

عیـــــــــــــــــــید فطر بر همه روزه داران مبارک.

(الان گیر می دید که چرا نگفتی همه ملت ایران، چرا فقط روزه داران؟)

خب عید بر همه روزداران و روزه نداران مبارک.

بعد گیر می دید دارید فرهنگ روزه خواری را ترویج می کنید.

می گوییم عید بر تمام کسانی که روزه خواری نکردند مبارک

بعد می گید شاید کسی مشکل شرعی داشته باشه...

خب..عید بر همه روزه دارن و کسانی که مشکل شرعی داشتند و نتوانستند روزه بگیرند مبارک

بعد می گویید: پس داری تفرقه می اندازی بین ملت هان؟؟...ارمنی ها .و آشوری ها و برادران دیگر کیش و اقلیت پس چه؟ انها مبارک نباشند؟

ای بابا..من که اول گفتم عید بر همگان مبارک....

نه اون موقع نیتت فرق داشت...

باشد!

عید بر تمام ایرنیان مبارک...

بعد می گویی چرا تحریممان می کنند، چرا جهان سومی ایم،چرا با دنیا ارتباط نداریم؟ پس یک میلیراد مسلمان چین و هند و سوریه و افریقا و اروپا و امریکا چه؟

به روی چشم

عید بر تمام دنیا مبارک

عید بر همه مباررررکککککک...مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1خب؟



جمعه 4 شهریور ماه سال 1390 ساعت 06:26 AM

در راستای تعطیلی پنج شنبه ها که چه خوشی بگذرد به ما!

am

بگو شورای امنیت به ما چه                                           ا

تب رد صلاحیت به ما چه؟                                              ا

بیا مشغول کار خویش باشیم!                                       ا

«فضولی»، «نقد»، «جدیت» به ما چه؟                           ا

می گن یک عده ای آب پاشی کردن!                             ا

اسید پاشی به قطعیت به ما چه؟                                  ا

مرا با جزیئات ساده خر کن!                                           ا

بنابر اصل«کلیت به ما چه»                                            ا

فلک را سقف بشکافند آنان!                                         ا

و «طرحی با سه فوریت»؟ .. به ما چه!                          ا

می گن پنج شنبه هم تعطیله...ایول!                           ا

«چرا؟»، «کی؟» ،«واسه چی؟» «نیّت»... به ما چه       ا

بیا تا گل بر افشانیم و اینها....                                      ا

مهار رشد جمعیت به ما چه؟                                        ا

(عجب شعر صمیمی ای سرودم!                                ا

اصن حال صمیمیت به «ماچه!»)   

یکشنبه 23 مرداد ماه سال 1390 ساعت 09:34 AM

آیه روز- بقره 84-85


و چون از شما پیمان محکم گرفتیم که خون همدیگر را مریزید و یکدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید سپس [به این پیمان] اقرار کردید و خود گواهید (84)

 

وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ لاَ تَسْفِکُونَ دِمَاءکُمْ وَلاَ تُخْرِجُونَ أَنفُسَکُم مِّن دِیَارِکُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿84﴾

[ولى] باز همین شما هستید که یکدیگر را مى‏کشید و گروهى از خودتان را از دیارشان بیرون مى‏رانید و به گناه و تجاوز بر ضد آنان به یکدیگر کمک مى‏کنید و اگر به اسارت پیش شما آیند به [دادن] فدیه آنان را آزاد مى‏کنید با آنکه [نه تنها کشتن بلکه] بیرون کردن آنان بر شما حرام شده است آیا شما به پاره‏اى از کتاب [تورات] ایمان مى‏آورید و به پاره‏اى کفر مى‏ورزید پس جزاى هر کس از شما که چنین کند جز خوارى در زندگى دنیا چیزى نخواهد بود و روز رستاخیز ایشان را به سخت‏ترین عذابها باز برند و خداوند از آنچه مى‏کنید غافل نیست (85)

 

ثُمَّ أَنتُمْ هَؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَکُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِیقًا مِّنکُم مِّن دِیَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَیْهِم بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن یَأتُوکُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن یَفْعَلُ ذَلِکَ مِنکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿85﴾

همین کسانند که زندگى دنیا را به [بهاى] جهان دیگر خریدند پس نه عذاب آنان سبک گردد و نه ایشان یارى شوند (86)


پاورقی1: در رمضان دو لذت است:

یک: افطار با حلیم...چای و نان و گوجه و خیار.

دو: انلاین شدن بعد از سحر.

پاورقی 2: در بخش کامنت های این پست ها (با عنوان آیه روز)شما هم می توانید آیات مورد توجه یا علاقه خودتان را قرار دهید. تا در نهایت سی روز به مجموعه ای آیات بر گزیده و مرتبط با شرایط روز اجتماع و فرهنگ روبرو باشیم.


یکشنبه 23 مرداد ماه سال 1390 ساعت 09:33 AM

آیه روز- بقره 84-85

آیه روز- بقره 84-85


و چون از شما پیمان محکم گرفتیم که خون همدیگر را مریزید و یکدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید سپس [به این پیمان] اقرار کردید و خود گواهید (84)

 

وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ لاَ تَسْفِکُونَ دِمَاءکُمْ وَلاَ تُخْرِجُونَ أَنفُسَکُم مِّن دِیَارِکُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿84﴾

[ولى] باز همین شما هستید که یکدیگر را مى‏کشید و گروهى از خودتان را از دیارشان بیرون مى‏رانید و به گناه و تجاوز بر ضد آنان به یکدیگر کمک مى‏کنید و اگر به اسارت پیش شما آیند به [دادن] فدیه آنان را آزاد مى‏کنید با آنکه [نه تنها کشتن بلکه] بیرون کردن آنان بر شما حرام شده است آیا شما به پاره‏اى از کتاب [تورات] ایمان مى‏آورید و به پاره‏اى کفر مى‏ورزید پس جزاى هر کس از شما که چنین کند جز خوارى در زندگى دنیا چیزى نخواهد بود و روز رستاخیز ایشان را به سخت‏ترین عذابها باز برند و خداوند از آنچه مى‏کنید غافل نیست (85)

 

ثُمَّ أَنتُمْ هَؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَکُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِیقًا مِّنکُم مِّن دِیَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَیْهِم بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن یَأتُوکُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن یَفْعَلُ ذَلِکَ مِنکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿85﴾

همین کسانند که زندگى دنیا را به [بهاى] جهان دیگر خریدند پس نه عذاب آنان سبک گردد و نه ایشان یارى شوند (86)


پاورقی1: در رمضان دو لذت است:

یک: افطار با حلیم...چای و نان و گوجه و خیار.

دو: انلاین شدن بعد از سحر.

پاورقی 2: در بخش کامنت های این پست ها (با عنوان آیه روز)شما هم می توانید آیات مورد توجه یا علاقه خودتان را قرار دهید. تا در نهایت سی روز به مجموعه ای آیات بر گزیده و مرتبط با شرایط روز اجتماع و فرهنگ روبرو باشیم.


یکشنبه 9 مرداد ماه سال 1390 ساعت 11:07 PM

رخت تنهـــــــــــــــایی من پلیسه و چیــــــــــــــــن نداره

رو تنم خوب می شینه... هرچند... آستیـــــــــــن نداره

نه چروکه، نه اتو می شه.... ولی فیت تنه

سایز هیچکی نمی شه،فقط مال خود منــــــــــــــــــــه

رخت تنهــــــــــــــــــایی من با شلوارام ست نمی شه

نمی دونم که چرا می پوشمش- من - همیشه

نه میشه با دست بشوریش (آخه آب می ره می گن)

نه تو ماشین میشه انداخت/ نه توی تشت /نه لگن

+ (بشوریش هم نمی شه کنار بقیه خشک بشــــه

آخه رنگ رختامون دشمن رنگ همدیگه ن)

رنگ مال(رخت) من شبا سیاه می شه صبحا سفیــد

صب تا شب می پوشمش...بهم می گن : ندید بدید

»رخت تنهایی« مدش جواد شده / نیست همه جا

یا بهت می گن هنرمندی بپوشیش، یا گـدا

گرچه پارچه ش خوب و دکمه مکمه هاش محکمن و....

تنگی این یقه آخر خفــــــــه مـــــــــی کــــــــــنه منو

سه شنبه 4 مرداد ماه سال 1390 ساعت 2:03 PM

me

1 2 3 4 5 6 7 >>